همانطور که در عنوان این مقاله و همچنین در ابتدای این مطلب اشاره شد، روابط بین زن و شوهر همیشه بر یک مدار و یک رویه حرکت نمی‌کند و همواره پستی و بلندی های متفاوتی این مسیر را پوشش می‌دهد. اما در این مقاله سعی براین داریم تا بررسی کنیم که این تغییر مسیر و بروز اختلافات پس از ازدواج در بین زوج های جوان، از چه چشمه ای می‌جوشد.

سطح جدیت و حساسیت در زمینه تفکر در مبحث ازدواج، قبل از ازدواج

از اصلی ترین و مهم ترین دلایلی که باعث می‌شود یک آقا و خانم، پس از ازدواجدچار شوک های ذهنی و مشاهده تناقضات رفتاری نسبت به صحبت هایی که در گذشته و قبل از ازدواج شوند، مبحث جدیت و حساسیت در زمینه ازدواج می‌شد. برای شرح این موضوع نیاز است مرحله به مرحله قدم برداریم.

دخترخانم و آقا پسری را در نظر بگیرید که هنوز از نظر ذهنی و سطح درک واقعیت زندگی، به بلوغ کافی نرسیده اند و همچنان غرق در افکار روزمره که هیچ اهمیتی در زندگی واقعی ندارد هستند. دخترخانم هایی که همچنان تنها و مهمترین دغدغه اصلی که دارد، ست بودن لاک ناخن هایش با لباسی که می‌پوشد است. یا همچنان به انتظار فردی است که او را شاهزاده با اسب سفید تصور کند و یا سلیقه آنها در انتخاب رنگ مورد علاقه، یکسان باشد.

آقا پسری را در نظر بگیرید که همچنان وقت با ارزش خود را برای تفریحات بیهوده و غیرمنطقی و افراطی با دوستان خود هدر می‌دهد و یا هنوز در سنین جوانی، هیچ حرفه و فنی برای داشتن و یا راه اندازی یک شغل آبرومند با درآمد منطقی و مناسب ندارد. این ها نمون هایی از آقا و خانم هایی هستند که سن عقلی آنها متناسب با سن تقویمی‍شان رشد نکرده و به بلوغ نرسیده اند.

حال اگر چنین افرادی که مورد مثال ما در این بحث هستند، وارد مقوله بسیار جدی و حساس ازدواج شوند، آن را نیز همانند سایر مراحل زندگی خود، بصورت کاملا سطحی و غیرواقعی به پیش خواهند برد. صحبت از رنگ، تیم مورد علاقه،  داشتن ماشین لوکس و خانه لاکچری و ... از مهمترین بحث های این نوع افراد در جلسه خواستگاری می‌باشد که متاسفانه پاسخ این سوالات نیز بصورت صادقانه و صحیح داده نمی‌شود.

چنین زن و شوهری وقتی وارد دوران تاهل می‌شوند، و تازه با مشکلات و سختی های زندگی آشنا می‌شوند، ناگهان با یک چالش بسیار جدی به عنوان " نیازها و معیارهای واقعی" روبرو می‌شوند که هیچ گونه پاسخی بری آن ندارد. یعنی آقا و یا خانم متوجه می‌شوند که برای ادامه زندگی خود و برای دوری از اختلافات بعد از ازدواج، شرایط اخلاقی، رفتاری و شخصیتی طرف مقابل خود را مورد ارزیابی قرار می‌دهند و دقیقا در این مرحله است که اختلافات بعد از ازدواج بصورت واضح و آشکار، خود را نشان می‌دهند.

در این مرحله، هیچ کدام از طرفین نمی‌دانند که واقعا مشکل اصلی از جانب چه شخصی است و بهترین راه حل برای اتمام این اختلافات چیست و حتی برای رفع این مشکلات به نزد شخصی جهت مشاوره ازدواج نیز رجوع نمی‌کنند و می‌گذارند این اختلافات کهنه تر و عمیق‌تر شود و تا جایی ادامه پیدا کند که امکان درمان آن وجود نداشته باشد و تنها راه پیش رو، " طلاق" باشد.

اما اگر این دو شاید کمی عمیق تر به این موضوع فکر کنند، متوجه می‌شوند که ممکن است راه را از همان ابتدا و از روز خواستگاری با پرسش سوالاتی کاملا نامرتبط و غیرضروری و در نتیجه انتخابی اشتباه، این مشکلات و اختلافات را بوجود آورده اند.

در آینده در مقاله ای جدا، در رابطه با این موضوع که باید به چه شکلی گزینه‌ای مناسب را برای زندگی خود پیدا کنیم منتشر خواهیم نمود. اما اگر بصورت خلاصه و جمع شده در یک جمله بخواهیم مطرح نماییم، آن جمله این است که، در روز خواستگاری و در دوره آشنایی، به بیشترین چیزی که باید اهمیت بدهید، " آگاهی طرف مقابل" شما می باشد. هرچقدر آگاهی آن شخص که در رفتارهای او بروز می‌کند بیشتر باشد، امکان بروز اختلافات به همین میزان کاهش می‌یابد. علت این امر نیز این است که شخص عاقل همواره به دنبال بهترین و صحیح ترین راه حل می‌گردد و اگر راه حلی مناسب را حتی از شخصی غیر از خودش بدست بیاورد، از آن پیروی می‌کند.

"داشتن آگاهی نسبت به زندگی مشترک " بزرگترین و ارزنده ترین معیاری است که می‌توان با آن، تشخیص داد که شخص مقابل ما تا چه برای زندگی در کنار ما مناسب می باشد و باعث رشد شما ما می‌شود. البته تمام این ها به این مورد بستگی دارد که خودِ ما نیز دارای چه میزان از عقلانیت و منطق می باشیم و تا چه حد برای ارتقا و پرورش عقل خود تلاش نموده ایم ....